تبلیغات
سارا دخترک تنها - جدایی و جنون


سارا دخترک تنها

ما ادمها همیشه توی ظاهر همدیگه رو دوست دارم اما ای كاش واقعا اینطور بود همه فقط ادعا میكنیم اما امان از روزی كه وقت اجرای ادعاها

 

از جداشدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ


گریه کردم و نوشتم نازنینم یا تو یا مرگ


به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار


تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگهدار


بنویس مهلت موندن یه نفس بود


سهم من از همه دنیا یه قفس بود


بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم


سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم


من که تو بن بست غربت


زخمی از آوار پاییز


فکر چشمای تو بودم


با دلی از گریه لبریز


شب عاشقونه ی من که حروم شد


مهلتی بودن با تو که تموم شد


ندونستم باید از تو می گذشتم


وقتی از غربت چشمات می نوشتم


بنویس مهلت موندن یه نفس بود


سهم من از همه دنیا یه قفس بود


بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم


سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم

 

منبع :الهه جون :http://sadafytanha.mihanblog.com/


نوشته شده در شنبه 14 آذر 1388 ساعت 12:25 ب.ظ توسط سارا دخترک تنها نظرات | |


پیچك دات نت قالب جدید وبلاگ