تبلیغات
سارا دخترک تنها - عشقولانه


سارا دخترک تنها

ما ادمها همیشه توی ظاهر همدیگه رو دوست دارم اما ای كاش واقعا اینطور بود همه فقط ادعا میكنیم اما امان از روزی كه وقت اجرای ادعاها

 

 

جمله هفته 

اگر از كسی متنفری از قسمتی از خودت در او متنفری، چیزی كه از ما نیست نمی‌تواند افكار ما را مغشوش كند...."هرمان هسه"

 

 


عكس هفته 


* * * * * * * * * * *


مجموعه قطعات عاشقانه

 


سرنوشت را نمی توان از سر  نوشت

 


* * * * * * * * * * *


چه کسی می داند که تو در پیله خود تنهایی؟
چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی؟
پیله ات را بگشا.
تو به اندازه پروانه شدن زیبایی...

 

* * * * * * * * * * *


پروانه نمی میردتاگل به بغل دارد.
این سینه نمی میردتاعشق تورا دارد..
 

* * * * * * * * * * *

ای نگاهت رونق فردای من در تومعنا می شود دنیای من،...ای كلامت بمترین اثبات عشق باتو ماندن آرزوی رویای من..

 


* * * * * * * * * * *


دقایقی تو زندگی هستن که دلت برای کسی اونقدر تنگ می شه که می خوای اونو از رویات بکشی بیرون و توی دنیای واقعی بغلش کنی

 


* * * * * * * * * * *


در چند هزار سال میشود عاشق بود
شیفتگی ات را از یاد نمی برم
تاج گلی بر شانه هایم بگذار
كبوترانم
هر صبح نامت را پرواز میدهند
گوش كن
كلمه ها را به سوی تو میفرستم
به هزار هزار رنگ
با عاشقانه ترین فریاد
فراموش نكن
در یك چهار راه خاكستری
بی انتظار نشسته ام
و به تو نگاه میكنم.

 


* * * * * * * *
* * *

بی تو ای عشق در این آتش هجرا چه كنم؟
شب هجرا تو را چاره و درمان چه كنم؟
شمع گشتم كه بسوزم به سحر در دل شب
چون سحر باز نیایی من بی جان چه كنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دل من زنده به دیدارت مانده است هنوز
در وصالت نشوم واله و حیران چه كنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 

 

* * * * * * * * * * *

حرفی نمیزنی حالا كه میروی؟
تنها نمیشوی حالا كه میروی؟
یك لحظه گوش كن تنها بهانه ی من
یادم نمیروی حالا كه میروی.
 

 

* * * * * * * * * * *


همه میگذرند و میگویند ((چقدر عجیب عاشق شدی))!و من بی توجه به گفته ها دامن چین چین آرزو میپوشم و پولك شادی به سر میزنم تا تو بیایی..با طنین فراموشی نبودن ها..ولی كم كم پولك ها شل شدند و افتادند و تیك تاك ثانیه های انتظار به من فهماند..كه چقدر دیر است!!!
دیدم كه تو هرگز نمی آیی نمیخواهم باور كنم كه حالا میان اصوات خاموش اشك همه می گذرند و می گویند:
چقدر ساده فراموش شدی!!!!!
 

* * * * * * * * * * *


بین حقیقت و رویا یک دنیا فاصله است
حقیقت پیش چشمام و رویا دست نیافتنی
حقیقت زندگی من، تلخ و رویاش شیرین
به حقیقت تلخ، نزدیكم و از واقعیت رویا، دور
ای شیرین‌ترین رویا، هرگز دست نیافتنی نباش
آفتاب نماینده‌ی حقیقت، و شب نماینده‌ی رویاست
پس بیا با هم آفتابی بشیم تا حقیقت روشن شود

 

* * * * * * * * * * *


بد نیست اگر کمی به هم فکر کنیم
در بحبوحه خنده به غم فکر کنیم
بد نیست اگر خانه ما سیمانی است
به خشت و گل و نفوذ نم فکر کنیم
هر وقت زیادمان دلی می شکند
بد نیست که یک لحظه به کم فکر کنیم
من عاشق و تو هر که در این عصر غریب
بد نیست اگر کمی به هم فکر کنیم

 

* * * * * * * * * * *


من خودِ تو را دوست می دارم. مردان دیگر در تو آن زیبایی را می بینند که پیش از پایان عمر خود آنها، زایل می شود. اما من در تو آن زیبایی را می بینم که زایل نمی شود، و در خزان عمرت، آن زیبایی از اینکه در آیینه خود را بنگرد، شرمنده نیست و احساساتش جریحه دار نمی شود.
تنها منم که در تو آن نادیده را دوست می دارم.

 

* * * * * * * * * * *


زندگی بدون عشق به درختی می ماند بدون شکوفه و میوه. عشق بدون زیبایی به گلهایی می ماند بدون رایحه و به میوه هایی که هسته ندارند... زندگی، عشق، و زیبایی یک روحند در سه بدن که نه از یکدیگر جدا می شوند و نه تغییر می کنند.

 

 

* * * * * * * * * * *

 

یک داستان کوتاه

 

یادم می آید وقتی که نوجوان بودم، یک شب با پدرم در صف خرید بلیط سیرک ایستاده بودیم. جلوی ما یک خانواده پرجمعیت ایستاده بودند. به نظر می رسید پول زیادی نداشتند.

شش بچه که همگی زیر دوازده سال بودند، لباس های کهنه ولی در عین حال تمیـز پوشیده بودنـد. بچه ها همگی با ادب بودند. دوتا دوتا پشت پدر و مادرشان، دست همدیگر را گرفته بودند و با هیجان در مورد برنامه ها و شعبده بازی هایی که قرار بود ببینند، صحبت می کردند. مادر بازوی شوهرش را گرفته بود و با عشق به او لبخند می زد.

وقتی به باجه بلیط فروشی رسیدند، متصدی باجه از پدر خانواده پرسید:« چند عدد بلیط می خواهید؟» پدر جواب داد: « لطفاً شش بلیط برای بچه ها و دو بلیط برای بزرگسالان.»

متصدی باجه، قیمت بلیط ها را گفت. پدر به باجه نزدیکتر شد و به آرامی پرسید:« ببخشید، گفتید چه قدر؟» متصدی باجه دوباره قیمت بلیط ها را تکرار کرد.

پدر و مادر بچه ها با ناراحتی زمزمه کردند. معلوم بود که مرد پول کافی نداشت. حتماً فکر می کرد که به بچه های کوچکش چه جوابی بدهد؟
ناگهان پدرم دست در جیبش برد و یک اسکناس بیست دلاری بیرون آورد و روی زمین انداخت. بعد خم شد، پول را از زمین برداشت، به شانه مرد زد و گفت: « ببخشید آقا، این پول از جیب شما افتاد!»

مرد که متوجه موضوع شده بود، همان طور که اشک از چشمانش سرازیر می شد، گفت:« متشکرم آقا.»
پدر خانواده مرد شریفی بود ولی درآن لحظه برای اینکه پیش بچه ها شرمنده نشود، کمک پدرم را قبول کرد.

بعد از این که بچه ها داخل سیرک شدند، من و پدرم از صف خارج شدیم و به طرف خانه حرکت کردیم.
 

آرشیو داستانهای خیلی كوچولو

 

یک شعر 

 پرتو حُسن

خواست شیطان بد كند با من؛ ولى احسان نمود
از بهشتم بــــرد بیــــــرون، بسته جانان نمود

خـــواست از فــــــردوس بیرونـــم كند، خوارم كند
عشق پیدا گشت و از مُلك و مَلَك پرّان نمود

ســـاقــــى آمـــــــد تا ز جـــــام باده بیهوشم كند
بـــى‏هُشى از مُلك، بیرونم نمود و جان نمود

پــــرتـــــو حُسنت به جان افتاد و آن را نیست كرد
عشـق آمـــــد، دردها را هر چه بُد درمان نمود

غمـــــــزه‏ات در جـــــــان عـــــاشق برفروزد آتشى
آنچنـــان كـــز جــلوه‏اى با موسى عمران نمود

"ابن سینا" را بگــــــو در طـــــور سینــــــا ره نیافت
آنكــــه را بــــرهان حیران‏ساز تو، حیران نمـود

 

 

 

 

امام خمینی (ره)

 

 

یك نكته از دكتر علی شریعتی 

 

((وجودم ))تنها یک((حرف))است و ((زیستنم))تنها یک((گفتن))همان یک حرف اما بر سه گونه...
سخن گفتن و معلمی کردن و نوشتن.
انچه تنها مردم میپسندند..سخن گفتن..
و انچه هم من و هم مردم..معلمی کردن..
و انچه خودم را راضی میکند و احساس میکنم که با ان نه کار بلکه زندگی میکنم
.....نوشتن....!
و نوشته هایم نیز بر سه گونه...
اجتماعیات.اصلاحات و کویریات...
انچه تنها مردم میپسندند..اجتماعیات..
و انچه هم من و هم مردم..اسلامیات..
و انچه خودم را راضی میکند و احساس میکنم که با ان نه کار-و چه میگویم؟-نه نویسندگی که زندگی میکنم....کویریات....!
و به قول شمس تبریز...ان خطاط سه گونه خط نوشتی...
یکی او خواندی و لاغیر
یکی را هم او خواندی هم غیر
یکی نه او خواندی نه غیر...
 

آرشیو كامل سخنان دكتر شریعتی

 

 

یك قطعه انگلیسی

 

people live
people die
people lough
people cry
some give up
some will try
some say hi
some say bye
others may forget you


but
never will i

 

قطعات عاشقانه انگلیسی

 

 

 

 

یك اس ام اس عشقولانه

 

تو ساحل سرخ دلت اسم كسی رو حك نكن
به اینكه من دوست دارم حتی یه ذره شك نكن


نوشته شده در چهارشنبه 2 مرداد 1387 ساعت 09:07 ق.ظ توسط |سارا دخترک تنها |نظرات |


قالب وبلاگ : فقط بهاربیست



فروشگاه زنان - دی ال سان - ماهواره امید | سپهر نما - آموزشگاه - دکوراسیون - انواع لمینت - قالب وبلاگ